نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
نجات دهندگان طبیعت ایران
نجات دهندگان طبیعت ایران

دوشنبه، 20 امرداد، 1382
روشهای تشکيل و فعاليت گروه (بخش ۲)

با سلام به دوستان
اينکه مدتي نسبتا طولاني مطلب جديدي که اتفاقا دنباله بحث تشکيل گروه بود ننوشتم بيشتر به اين خاطر بود که دوست داشتم دوستان بيشتري به وبلاگ مراجعه کنند و نظر بدهند که تا حدي اين خواسته من برآورده نشد، با اين حال از همه دوستاني که مطالب را خوانده و نظر دادند تشکر ميکنم.
اما در ادامه بحث روشهاي تشکيل گروه در اين مطلب 2 روش ديگر را هم توضيح ميدهم و باز هم از دوستان ميخواهم که مطلب را کامل خوانده، نظر خود را بيان کنند. از کساني هم که بخش اول اين مطلب را نخوانده اند ميخواهم که ابتدا آنرا بخوانند تا در جريان موضوع قرار بگيرند؛ هرچندکه من در اينجا بارديگر روش اول را مختصرا گفته ام.
1- تشکيل يک گروه جديد از دوستان علاقه مند که از طريق اين وبلاگ دور هم جمع ميشوند و احتمالا افراد ديگري که بواسطه آشنايي با اين دوستان به گروه ميپيوندند. فعاليت اعضا بعد از تشکيل گروه بصورت يک تشکل حامي محيط زيست و مستفل آغار ميشود. درباره مشکلات ابن روش تاحدي در مطلب قبلي گفته شده است.
2- و اما در روش ديگر، گروهي که بشکل بالا تشکيل شده بخودي خود و بتنهايي شروع به فعاليت نميکند، بلکه ابتدا به شناسايي تشکلهاي موجود ميپردازد و با جستجو، تحقيق و مذاکره با فعالان آنها، بهترين و مناسبترين آنها را انتخاب ميکند و آنگاه خود بعنوان اعضايي از اين تشکل شده، شروع به فعاليت در آن کرده و تشکل را با خصوصياتي که قبلا نيز به آن اشاره شده فعال و کارآمد ميکند.
لازمه عملي شدن اين روش تعيين و تبيين دقيق اهداف، روشها و ابزار عمل گروه اوليه و آنگاه تطبيق تشکلهاي موجود با اين عوامل(اهداف، ابزار، روشها) براي حفظ طبيعت ايران در برابر تهديدهاي گوناگون ميباشد. گفتگو و ارتباط با تشکلهاي موجود نيز بخشي مهم از اين راه است.
برتري اين روش نسبت به روش اول اين است که در اين حالت گروه اوليه درگير تهيه مقدمات ايجاد و تشکيل يک گروه منسجم نميشود و وقت خود را براي بحرکت درآوردن اوليه و جاانداختن گروه هدر نميدهد. حتي با انتخاب يگ تشکل که NGOی ثبت شده باشد ميتوان مراحل ثبت تشکل را نيز حذف کرد.
3- در روش سوم بازهم همان گروه اوليه تشکيل ميشود و مانند روش اول شروع به فعاليت و مقابله با جريانهاي ضدمحيط زيستي ميکند اما بجاي اينکه خود مستقيما و تنها با نيروي اعضايش با مشکلات برخورد کند از ديگر گروهها، تشکلها و NGOهاي موجود (که حتي ممکن است بسياري از آنها غيرفعال باشند) کمک ميگيرد.
معناي اين حرف اين است که گروه به شناسايي مشکلات، تخلفات زيست محيطي و تجاوزاتي که در جاي‌جاي ايران به طبيعت آن روا داشته ميشود ميپردازد و با بررسي ابعاد و جوانب اين معضلات به چگونگي برخورد با آن و روشهاي کار توجه می‌کند. انگاه با شناسايي گروههاي مناسب براي همکاري در هريک از موارد، مساله را به تشکل يا تشکلهاي مربوط ميبرد و کار اصلي در آنجا انجام ميشود و گروه مرکزي نيز در اين راه همکاري و هماهنگي لازم را انجام ميدهد.
خوبي اين روش در اين است که بجاي موازي کاري در کنار ساير تشکلها از نيروي گروهها و انجمنهاي موجود و فعال کمک گرفته شده، نيروي نهفته و ساکن گروههاي غيرفعال يا کم کار بکار گرفته ميشود و باعث پويايي آنها نيز ميگردد. با اين حال در اين راهکار هنوز مشکل آماده سازي و براه اندازي گروه اوليه و احتمالا ثبت NGOی آن وجود دارد.
...
اين دو روش هم ارايه شد تا دوستان درباره آنها نظر و پيشنهاد دهند. بهرحال پرونده اين موضوع باز است و جای پيشنهادهايي چه از طرف خودم و چه از طرف دوستان وجود دارد.



شنبه، 28 تیر، 1382
روشهای تشکيل و فعاليت گروه (بخش ۱)

دوستان عزيز و عاشقان طبيعت! در اين مطلب ميخواهم موضوع تشکيل يک گروه فعال و طرفدار طبيعت و محيط زيست ايران را بشکل جدی مطرح کرده، درباره آن و روشهای اجرايی آن صحبت کنم.


مباحثی را که در اينجا مطرح میکنم نظرات و انديشه‌های خود من و راهکارهايی است که در اين زمينه به ذهن من رسيده است و بنابراين کاملا جای بحث و پيشنهاد دارد و از شما ميخواهم که در اين زمينه نظر داده و اگر مطالبتان طولانی است آنرا ايميل کنيد تا از طرف خود شما در وبلاگ قرار دهم. در هرصورت اميدوارم بزودی بتوانيم جلسه‌ای حضوری باهم تشکيل داده و در آنجا در اين باره بحث و تبادل نظر کنيم.


خوشبختانه امروزه کسانی که نسبت به وضعيت محيط زيست ايران و ضربه‌هايی که بر پيکر آن وارد ميشود، حساس بوده و دوست دارند بشکلی عملی در برابر اين نامرديها بايستند زياد هستند ولی يا واقعا نميدانند که چگونه و از چه راهی بايد وارد شوند و يا اينکه از سازمانهای دولتی چون «سازمان حفاظت محيط زيست» و حتی تشکلهای غيردولتی فراوانی که وجود دارد نااميد شده اند و آنها را در راه حفظ طبيعت ايران ناتوان می‌بينند.


 همين دغدغه‌ها بوده که من را به انديشه تشکيل يک گروه واقعی و فعال در اين زمينه تشويق میکند که اميدوارم با کمک دوستان بتوانيم در اين راه گام برداريم. با اين حال شخصا آگاهم که تشکيل چنين گروهی، راه‌اندازی و فعال سازی آن کار بسيار سخت و دشواری است و نياز به زمان و انرژی زيادی دارد. از طرفی اين خطر کاملا حس ميشود که بعد از ايجاد گروه، فعاليت آن در موارد سطحی و پيش‌پا افتاده قرار گرفته، همان را هی را برود که بسياری از تشکلهای امروزی ميروند. از اين رو بوده که من برای تشکيل چنين گروهی نظرات و پيشنهادهايی دارم که در زير ارايه ميکنم و از شما ميخواهم که به نقد و برررسی آن بپردازيد:


۱- اولين روش، تشکيل گروهی اوليه از دوستانی است که به اين وبلاگ مراجعه ميکنند و علاقه‌مند فعاليت در موضوع محيط زيست ايران هستند، هر چند از راههای ديگری چون ارتباطات با دوستان ديگر ميتوان بر تعداد اعضای اوليه گروه افزود.


با تشکيل اين گروه اوليه فعاليت دوستان عضو آغاز ميشود طوريکه با مشورت و بحث و نظر، چگونگی و نوع فعاليتها مشخص ميشود و گروه فعاليت خود را بشکلی که عملا در برابر تخريبهای زيست محيطی بايستد و با آنها مقابله کند، آغاز می‌کند. بدين ترتيب اين گروه نيز مانند بسياری از گروههای موجود ديگر به کار خود ادامه ميدهد، با اين تفاوت که بايد از سطحی نگری و انفعال بدور باشد. با گذشت زمان و گسترش فعاليتها ميتوان گروه را بعنوان يک  NGO  نيز ثبت کرد.


من شخصا اين روش را سخت و زمان‌بر ميدانم، چراکه مرحله جمع و جور کردن گروه، مشخص شدن نوع و چگونگی فعاليتها از راههای مناسب و متناسب با گروه و برخورد با مشکلاتی که مسلما در راهمان وجود دارد(با توجه به اينکه تخريب کنندگان محيط زيست از پشتوانه‌های قوی برخوردارند) بسيار زمان‌بر و دشوار خواهد بود و تا رسيدن به يک NGO  واقعی راه درازی در پيش داريم.


۲- ... 


۳- ...


چون مطلب طولانی شد و ميدانم که خسته شديد، دو راه حل ديگر را با همين روش اول در مطلب بعدی که بزودی مينويسم خواهم آورد، از نظر خودم که راه حلهای ۲ و ۳ قابل قبولتر هستند.


منتظر نقد و پيشنهاد شما هستم.



چهارشنبه، 25 تیر، 1382
ثبت در ليست طبيعت/محيط زيست

سلام به همه دوستان

اينکه مدتی است وبلاگ را بروز نکرده‌ام به اين دليل بود که منتظر بودم در ليست طبيعت/محيط زيست ثبت شود که بالاخره بعد از مدتها انتظار بسر رسيد و حالا ما هم بين طرفداران محيط زيست جايی کوچک پيدا کرديم.

همانطور که در مطلب قبلی گفته شد ما سعی داريم که بسمت تشکيل يک سازمان قوی محيط زيستی برويم که بزودی در اين زمينه، روشها و راهکارها، موانع و ... مطلب نوشته و در اين راه از نظرها و انتقادهای دوستان بطور کامل بهره خواهيم گرفت.

 



چهارشنبه، 11 تیر، 1382
بسوی تشکيل یک سازمان
هدف از راه‌اندازی اين وبلاگ، پانهادن در مسيری است که به تشکيل يک گروه حامی محيط زيست ايران در تمامی عرصه‌ها (خاک، آب، هوا، گياه، حيوان و ...) منجر شود، طوريکه بشکل عملی و با روشهای مناسب و کارا جلوی تخلفات زيست محيطی را که در هر جای جغرافيای ايران ممکن است رخ دهد، بگيرد.
انديشه تاسيس چنين گروهی ار آنجا ناشی ميشود که امروزه شايد تعداد گروههايی که بنام حمايت از محيط ريست در ايران وجود دارند کم نباشد، ولی متاسفانه بسياری از آنها يا غیر فعالند و يا فعاليتشان را بيشتر روی موارد سطحی و حتی بدون نتيچه متمرکز کرده‌اند.
اموری چون «جمع‌آوری زباله از کوهستان»، «برگزاری روز هوای پاک»، «برپایی همایشها و گردشهای زیست محیطی» و ... ، هرچند حرکتهای خوب و دلگرم‌کننده ای هستند، ولی متاسفانه نه تنها کارهای اساسی و پایه ای نبوده، در آنها با تخریب‌کنندگان طبیعت برخورد جدی و عملی نمیشود و همچنین اکثرا بدون نتیجه قابل قبول میباشند.
تشکیل و فعال سازی گروهی که بتواند فعالانه با تخلفات زیست محیطی برخورد کرده و حتی زمینه های بروز آنرا از بین ببرد، کار سخت و دشواری است که نیاز به همکاری و همفکری دوستداران طبیعت ایران دارد.
در مطلب بعدی که بزودی نوشته خواهد شد در این موضوع، روشهای رسیدن به آن و چگونگی همکاری دوستان بحث میشود و از نظرها و پیشنهادها بهره خواهیم گرفت.



دوشنبه، 2 تیر، 1382
آغاز سخن، دردل
بنام آفريننده جهان هستی و سلام بر جهان هستی، سلام بر کهکشانهايش، سلام بر زمين که جز آن پناهگاهی برای زيستن نمی‌شناسيم، سلام بر طبيعت پيچيده و شگفت‌انگيز زمين و سلام بر ايران زادگاه من و سلام بر تو، ای طبيعت زيبای ايران، سلام بر تو، ای مظلوم بی‌فريادرس، سلام و آفرين بر تو که هرآنچه اين انسانهای خودخواه خواسته‌اند به آنها ارزانی داشته‌ای ولی اين فرزندان قدر نشناس نه تنها سپاس اين نعمتها را بجا نياوردند، بلکه هر رنجی را برتو رواد‌اشته‌اند.
آهای طبیعت ایران! اندوهگین غمهای فراوان و ظلم و جور بی‌شماری که بر تو می‌رود هستم. دلم بدرد می‌آید وقتی می‌بینم درختان بلند قامت جنگلهای زیبایت را بر زمین می‌اندازند و برای سزعت بخشیدن به این کار، در دل آن بزرگراه احداث می‌کنند. چگونه می‌توان زخمهای عمیقی را که در دل کوههای استوار و آرامت برای به غارت بردن ذخایر گرانیت، ذعال سنگ، مس، مرمر و ... ایجاد کرده‌اند، پر نمود؟ رگهای حياتت را که روزی آبهای زلال در آنها جاری بود با فاضلابهای شهری و صنعتی پر کرده‌اند و رمق زندگی را از تو گرفته‌اند. از درياچه‌ها و تالابهايت نمی‌گويم که گويا اصلا وجود آنها زيادی است! هوای دل‌انگيزت را زباله‌دان دود کارخانه‌ها و اتومبيلها و گرد و خاک سمی کارحانه های سيمان کرده‌اند، گويی انسانها می‌خواهند خودشان را با تو يکجا ازپای درآورند! به سکوت آرامش‌بخش تو نيز رحمی نکرده‌اند و با سروصدای ناهمگون و عذاب‌آور اين شهرهای بی‌قواره آنرا از ياد برده اند.
آه از کشتن فرزندان نجیبت، توسط این فرزند سرکش چه می‌توان گفت؟! کجایند ببر، یوزپلنگ، عقاب و ماهیان تو؟ دیگر که برایت چه‌چه بزند؟ کدام فرزندت برای تو بخرامد و کدام ماهی برایت موج‌سواری کند؟
چه بگویم که دردها و جراحات تو بسیار است و درد دلهای من بیشتر. ای طبیعت، ای مادر مهربان! اکنون که انسانها، این فرزندان نامهربان، قصد جان تو را کرده‌اند چه باید کرد؟ آیا باید نشست و نظاره‌گر مرگت باشیم؟! هرگز هرگز، که خوب می‌دانی هنوز بسیارند فرزندان مهربان و دلسوزت که بفکر تواند و به عشق تو زنده. پس بپا می‌خیزم و برای نجاتت از آنها نیز یاری می‌طلبم.


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

  RSS 2.0